- شماره 49، آذر 1387 -
آدمیزاد وقتی بزرگ میشود، مسئول خانه و زندگی میشود، بچهدار میشود، فکر میکند باید همه کارش حساب و کتاب داشته باشد. عادت میکند بیفلسفه آب هم نخورد و برای همه چیز برنامهریزی کند. این جور میشود که همه خوشباشیهایاش هم برنامهدار میشود.
اما خوشی سیال است، در هوا میچرخد، باید کمین کنی و آن را در لحظه مناسب قاپ بزنی. خوشی منتظر نمیماند که موفق شوی مهمانهایات را در یک روز گرد هم آوری و یک هفته در تدارکاش بالا و پایین بپری تا شب مهمانی، روی شانههایات بنشیند. منتظر نمیماند تا بعد از چند شب تا صبح بیدار ماندن، همه کارهایات ردیف شود و دو روز مرخصی را با تو بگذراند. صبر نمیکند پولهایات را به جیب فلان هتلدار و خط هوایی بریزی، تا همسفرت شود. پشت پنجره در انتظار نمینشیند، تا تو در بگشایی و به خانهات بیاید، منتظر اتو شدن لباسها و شستن ظرفها هم نمیماند. خوشی مثل بچهها کمصبر و مثل زمان عجول و در مجموع بسیار گریزپا است؛ با این وجود سختگیر هم نیست. آب شنگولی و سیگار و فیل هوا کردن نمیخواهد.
میشود در یک روز تعطیل تا ساعت 10 خوابید، یک صبحانه لطیف خورد، ظهر که همه شهر خمار سورچرانی ناهار آدینه و قیلوله پس از آن هستند، بی هدف در خیابانها راه رفت، در مورد چیزهای بیربط حرف زد و از خنده غش کرد، رقص برگهای پاییزی را نگاه کرد، کتابها و خرسهای پشمالوی ویترین تعطیل مغازهها را دید زد، شخصیت عابران پیاده را پیشگویی کرد، در کوه برگهای زرد و نارنجی کف خیابانها شنا کرد، شانسی یک فیلم در سینما استقلال دید و ناهار چیپس و نوشابه خورد!
جمعه،خوشی، بین من و آقای عزیز، روی دستمان نشسته بود ، تاب میخورد و یک ریز آواز میخواند...
-------------------------------------------------
تصویر: یادگاری از خوشباشی آدینه! خودش پرید بغلام ...
خوشبختی شما آرزوی ماست...
شادي...
خوشي....
خوشبختي.....
چه دورن ...چه غريبن....
كجان؟؟؟
نيم بينم چيزي....
------------------------
سر شوریده تو هم باز اید به سامان ... غم مخور ! این خط، این نشون ...
چقدر این چیزی که گفتی واسم ملموسه...حالا خیلی بیشتر وبهتر درک میکنم این خوشیهای بی بهانه رو..
--------------------------
وستا جانم، امیدوارم هزار سال سالم و سلامت باشی، موقع عبور از خیابون، هزار بار هر دو طرف رو با دقت نگاه کنی، و زندگی ات پر از شادی باشه (لبخند معنی دار)
خوشی های ساده و کوچیک عجیب می چسبه.
خوشی های ساده و کوچیک چه قدر خوبن.
با عنواني كه انتخاب كردي همراه مي شم :
از چه دلتنگ شدي
دلخوشي ها كم نيست
مثلا اين خورشيد
كودك پس فردا
كفتر آن هفته
....
پ.ن: اونجوري هم ميشه خوند ... :)
-------------------------------
مرسی دوستم ... چسبید (لبخند بزرگ)
خوشحالم که این جمعه رو شما و آقای عزیز بی بهونه به خوشی کنار هم گذروندین
چه فیلمی دیدین :)
--------------------
مرسی دوستم، فیلم "آواز گنجشک ها " . فیلم ساده ، بی ادعا و قشنگی بود.
يه زندگي خوب يه خانواده ي خوب و خيلي چيزاي خوب ديگه داري كه اميدوارم هر وقت ميخوابي يادت نره بگي خدايا شكرت
---------------------
خودم هم امیدوارم! مرسی دوستم .
همانطور كه گفتيد، خيلي ساده مي شه لحظه هاي خوش ايجاد كرد و از اين لحظه ها لذت برد و خاطره ساخت. زندگي رو هر جور بگيريم ، همانطور مي گذرد.
شادي هاتون جاودانه باد.
به قول خودت : "خوب بود!"
با نگاه...ياهيچ خوشبخت نيستيم يا خيلي خوشبختيم...خيلي اين مطلبو قشنگ گفتي.
من فكر ميكنم آدميكه نتونه از هر شرايطي لذت ببره، و مدام بهونه بياره تا اين وضع موجود بگذره تا بتونه دمي شاد باشه ...هيچوقت نمي تونه شادي رو تجربه كنه...و در اصل داره خودشو گول ميزنه.منم خودمو زياد گول زدمچرا كتمان؟ اما خوشبختي رو لمس كردن وقتيكه تنها يك شكلات ميخورم رو هم بسيار پايه ام...
امیدوارم همیشه خوش باشید. حتی با دیدن یک برگ پاییزی !
یعنی حتی بعد از فیلم سینمایی هم دلتون نمیگیره ؟ گزارش هفتگی هنوز پخش میشه ؟
ببیخشد من چند سال عقبم
به لیستت اینو اضافه کن.« خوندن وبلاگ مورد علاقه» چون خوندن این نوشتت خوشی لذت بخشی بهم داد!
هوررراااا..چه شیرین...
این پستتون خیلی زیبا بود. تونستم تمام خوشی های ساده یه روز تعطیل را لمس کنم و ازش لذت ببرم. یه هوا بهتون حسودی ام شد!
امیدوارم همیشه به همین سادگی شاد و سرحال باشین