- شماره 48، آبان 1387 -
این روزها به نظرم میرسد یک جای کاری ایرادی دارد!
یک فهرست هفتگی از "انجام دادنیها" تهیه کرده ام که آخر هر هفته عینا به هفته بعد منتقل میشود، موقع نوشتن آنها بیوقفه آه میکشم!
اتمام فلان گزارش ها، شروع برداشت میدانی فلان جا، تهیه عکس فلان پروژه ، شروع کار فلانی، جلسه با آن یکی فلانی در فلانجا، تماس با فلان فلان شده، تهیه فلان قرارداد و سایر وظایف کاری، کم دغدغه ترینهاست! فهرست اقلام انجام دادنی خانه، از پر کردن فریزر و انجام مرتب کردنیها شامل گردآوری پوتینهایام از گوشه و کنار خانه، جوراب پشمیهایام از پشت مبل، گلسرهایام از میان اسپایدرمنهای پسرک و غیره هم هیچ! شانه کردن موهایام، حتی آب دادن گلدانها هم هیچ.این روزها "خودم" دارم از قلم میافتم !
هنوز به دفتر جدید و سقف اکواستیکاش عادت نکردهام، هنوز چیزی به دیوارهای اتاق جدیدم آویزان نکردهام. هنوز شماره تلفنهای جدید را حفظ نشدهام و هنوز ای.دی.اس.المان وصل نشده است!
سه جمعه گذشته "تنها در خانه" بودم؛ آقای عزیز و پسرک دنبال کارهای خودشان بودند و من سه روزی را که میتوانست مال خود خود خودم باشد را فقط دور خانه راه رفتم، هارد پورتابلام را سوزاندم، خوابیدم و سردرد گرفتم!
روزهای اخیر همهاش مثل گاو ِ وسط میدان گاوبازی از دماغم بخار درآمد! یک ظرف را درون مایکروفر به آتش کشاندم، فاضلاب ظرفشویی را در اثر خالی کردن برنج مسدود کردم و مسواک محبوبام را داخل سطل دستشویی انداختم!
در دو شب گذشته، ده دقیقه آخر دو فیلمی- که برایام مهم بود آخرش چه میشود - را خوابیدم و تا الآن هم به فکر نیفتاده بودم که خوب است - و میتوانم این چند دقیقهها را دوباره ببینم!
تازه نمیگویم دیروز آدامسام را جای قند درون نسکافه انداختم و امروز قبل از خروج از دستشویی در زدم !
غلط نکنم یک جای کار ایراد دارد، وگرنه کدام نوشته من این همه علامت تعجب داشت که این نوشته دارد ؟!
-----------------------------------------------------------------------------------
تصویر : اتو پرتره پشت و روی خودم. اسماش را گذاشته ام:
"خودم، اثر خودم .به همین سادگی"!
یا
"من، ماست یخ زده با طعم فلفل"!
یا
" من، فقط چند خط دارم"!
یا ...
نمیتوانم تصمیم بگیرم!
بله حتما یک جای کار ایراد دارد...
دراین قبیل مواقع پیشنهاد می شود فهرستی از کارهای هفتگی انجام داده شده در پایان هر هفته تهیه نموده و صبح شنبه به هنگام انتقال کارهای باقی مانده به هفته جدید، به همراه صرف نسکافه خوش عطرتان، نیم نگاهی هم به فهرست انجام داده شده ها بیاندازید.
پی نوشت: خوشا به سعادت آقای عزیز که آن همه جمعه ها را توانسته اند پی کار های خودشان! بروند. حتما بسیار لذت برده اند!
منم فکر میکنم مشکلات من رو پیدا کردی!
امروز وقتی داشتم از اتاق می یومد بیرون به همه سلام کردم!!!
حل میشه عزیزم . فقط مراقب باش به جاهای باریک نکشه ;)
--------------------------------
نه، باریک نمی شه ! سلام هم که سلامتی می آره ، نگران نباش (چشمک)
خوشحلم که می نویسی :) شاید باورت نشه ولی گاهی اوقات خوندن داستانهای جالبت جز معدود دلخوشیهام می شه :)
خوشحلم که می نویسی :) شاید باورت نشه ولی گاهی اوقات خوندن داستانهای جالبت جز معدود دلخوشیهام می شه :)
اون قسمت مربوط به گشتن دنبال پوتین و جوارب پشمی و گل سر اصلا" با تصور من همخونی نداره :)
امان از این یادداشت برداریها که گاهی میشن آینه دق !
اون قسمت مربوط به گشتن دنبال پوتین و جوارب پشمی و گل سر اصلا" با تصور من همخونی نداره :)
امان از این یادداشت برداریها که گاهی میشن آینه دق !
با فلان فلان شده خیلی حال کردم!
جالبه که این حواس پرتی به دو نفر دیگر هم سریعا سرایت کرده و دو بار کامنت گذاشتند.حواس من زمانی بیشتر پرت شده که شماره تلافنم را بعضی جاها مثل مطب دکتر پرسیدندو من یادم رفته بود.!
من اسم این اتفاق ها را گذاشتم اضطراب دنیای معاصر. همانی که همه دچارش هستیم. از خیلی ها شنیده ام که این گونه اند... و من نیز!
اين روزگار چرا شديدا اين چنين شده است؟؟؟؟
در روزگار شديدا اين چنين ام به ياد تو افتادم و به ساماني ات...!!!!!!
.....................
فلاني و فلان و اينا....از اون تيكه كلاماي من بود كه جووووووووون كندم بپرن از دهنم....حتي تو ورقه ي امتحانام هم از قلمم در مي رفت...حالا بيا و درستش كن....
اين پريشون حالي ها و دلهره ها.....اين سكوت و اين خواستن اندك سهم خود...كه با پرتاب كردن مسواك دلخواه توي سطل زباله فرجومش مي رسه....
اينا همين ان ديگه....و آدمي را گزير يا كه پناهي دري پنجره اي نيست...
-----------------------------------
این جمله "كه با پرتاب كردن مسواك دلخواه توي سطل زباله فرجومش مي رسه....
" خیلی چسبید ...
یادداشتی برای" روزگاری این چنین " :
این اصلا احساس خوشایندی نیست ... همه جیزبه همه ریخته باشه و آدم این وسط حیرون و نظاره گر !
این روزها زندگی من هم یک طورائی از دستم خارج شده ... !
یادداشتی برای " مادریت " :
... یاد دوران مدرسه افتادم ... به جای درس خواندن ، مجله و کتاب داستان خواندن ! سعی می کردم کتاب داستان را در میان کتاب درس جا بدهم و... راست میگوئید : مادر بودن مسولیتی است بس دشوار !
یادداشتی برای " چرخ چرخ عباسی " :
اوه ... درکه ... چقدر جالب ...! هنوز هم می رید ؟
پائیز درکه خیلی قشنگه با آب انارهای تازه !
و این شعر تقدیم به شما برای این مطلب :
" ماه
پشت دریا مانده
آفتاب نیز هم
من به باد
حسادت می کنم "
از ساعت 5 خوابیده بودم تا 9!به زور بیدار شدم کمی سوپ خوردم به جای شام. زندگی گاهی خیلی گند می شه. خدا هم که فداش بشم معلوم نیست سرش به کجا بنده که از یادش برده منو.
این واکنش ها و رفتارها در زندگی هایی که ما داریم، اغلب طبیعیه. شاید این موضوع ناشی از ذهن غیر متمرکز و یا شرایط غیر متعارف جامعه ما باشه ، که با هجوم فکر های متعدد روبرو شده ایم.
رفتن به مسافرت و بودن در طبیعت، ورزش و بخصوص کوه پیمایی تا حدود زیادی بما کمک می کنه تا از دست این حواس پرتی ها نجات پیدا کنیم.
در مورد خوابیدن در آخر فیلم ، خیلی خندیدم، چون من رو یاد عزیز دلم انداخت.
روزگاری این چنین وصف حال خیلی از آدم های دور و بر ماست، که می خواهند بهترین باشند.
اون آدامس و در زدنش شاهکار بود ... من چقدر دلم خواست یک کم از این کارها بکنم بلکه بخندم .. عوضش هر روزم شده استرس کار کردن با یک عده خل و چل .. البته من مجبورم با این خل و چل ها بخندم تا آسانتر بگذرد ..
ببوس این عزیزک ما رو
-----------------------------------------------
خوشحالم که بهتری دوستم ... ایشون هم بوس متقابل دارن خدمت شما !
استی من کم وبیش نوشته های عقب افتاده رو هر کدوم رو که دستم اومد خوندم............اوووووووووووف الان بای برم باز
رو راست بهت بگم خيلي خرابي!ولي ناراحت نشو توي زندگي ما اينا عادي ان حالا مونده تا بخوايي واسه اينجور چيزايي به فكر دكتر و مشورت باشي .اينا رو فعلن ميذارم به حساب خندوندن ما واسه سوتي هاي روزمرت !
رو راست بهت بگم خيلي خرابي!ولي ناراحت نشو توي زندگي ما اينا عادي ان حالا مونده تا بخوايي واسه اينجور چيزايي به فكر دكتر و مشورت باشي .اينا رو فعلن ميذارم به حساب خندوندن ما واسه سوتي هاي روزمرت !
راستي در مورد عكس هم آره خودمم .نصفه و نيمه !
--------------------------
چقدر اطمینان بخشی پس ...
چه بد که برنامه هات اونطور که می خوای پیش نمی رن اما زیاد perfectionist نباش طبیعیه وقتی هزار تا چیز تو کلته و سرت شلوغه خراب کاری هم می کنی، اما خداییش روز من رو با نوشتت ساختی از خنده مردم از آدامس و در زدن! مرسی که می نویسی
:)) aali bood! auto-portrait ham khoob dar umade haa ;)
vase har kodum az post hat to chize khodeshun com mizaram ye sar bezan bi zahmat....
nabinam ghahvei bashi....kojai?
--------------------------------------------------
مرسی دوستم. قهوه ای نیستم، فقط آن لاین نشده بودم . مرسی.
ي خيال...بي خيالش شدم....ذهنم آشفته اس!!!!!!!!!!!!