- شماره 38، مهر 1387 -
جایی که هرگونه رابطه بین زن و مرد هنوز مشکل دارد ،
جایی که طلاق را هنوز از گناهان کبیره می دانند،
جایی که در عرصه اقتصادی هنوز زن ها زندگی انگلی دارند،
جایی که هنوز قانون ناعادلانه است،
چنین جایی، جایی است که هنوز به نظر می رسد دروغ گفتن و با دروغ زندگی کردن راحت ترین کار باشد؛
اما دروغ (بی ضرر و با ضرر ، مصلحتی و غیرمصلحتی) مسکنی است که اعتیاد می آورد و ذره ذره روح را می خورد و می تراشد !
همخانه ات را دوست نداری ؟ سعی کن دوستش داشته باشی!
نمی شود؟ دوست داشتنی نیست؟ "عوضی" * است ؟ سعی کن بی خیالاش شوی و تنهایی از زندگی لذت ببری!
نمی توانی ؟برایات مهم است با چه کسی زندگی کنی؟ رنج می کشی؟ از او جدا شو!
از جدا شدن می ترسی ؟ از طرد شدن؟ از انگشت نما شدن؟ فکر کن ببین کدام بدتر است: زندگی با آدم "عوضی" یا "طلاق - پیشانی" شدن !
نمی توانی جدا شوی، چون بیکاری ؟ چون به آن آدم "عوضی" وابسته ای؟ بگرد کار پیدا کن و ببین کدام سخت تر است: تحمل آدم "عوضی" یا تحمل مشکلات اقتصادی !
نمی توانی جدا شوی چون فرزندت را از دست می دهی؟ ببین کدام سخت تر است: تحمل آدم "عوضی" یا تحمل دوری فرزند !
نمی توانی جدا شوی چون فرزند/ فرزندانت یتیم (بی پدر یا بی مادر) می شوند ؟ ببین کدام ارزشمندتر است، روشن نگه داشتن فتیله چراغ نفتی خانواده "عوضی" یا پاشاندن و شاید از نو بنا کردن خانوادهای سالم؟
در جایی که هنوز مردم راحت طلب ترین هستند و هنوز خدا و خرما و سایر مخلفات را با هم می خواهند، در ماتریس بالا هنوز چنین انتخاب می کنند :
" تحمل رنج و درد و دوری و انگشت نما شدن را ندارم، پس آدم "عوضی" را تحمل می کنم ولی برای قابل تحمل شدن اش از "بیرون" کمک می گیرم ! "
اینگونه است که هنوز تلاش می شود همه مشکلات عاطفی، با گره کور خیانت حل و فصل شوند ...
ن.گ جان راست می گوید (رجوع شود به کامنتهای نوشته قبل) : "خیانت برای زن ها خطرناک است"، گمانم دلیلش با اندکی جرح و تعدیل همان باشد که آقای دکتر تخته خاکستری می گویند(رجوع شود به کامنتهای نوشته قبل) که شاید ریشه در بیولوژی متفاوت زنانه و مردانه داشته باشد. آدمیزاد - زن یا مرد - اصولا در همه زمینه ها تنوع طلب است؛ اما زنان یکه طلب هستند چون در هر رابطه ای از روح خرج می کنند و چون روحشان در آن واحد جایی برای دو نفر ندارد با بیش از یک نفر دیوانه می شوند ؛ همانطور که مرحوم "سفید برفی" همکلاسی قدیمی ما چنین شد و در اوج زیبایی و شهرت و ثروت خودش را کشت. مردها تنوع طلب هستند، یا بهتر بگوییم مردها جای تنوع طلبی دارند چون در خیلی از روابط شان اصلا از روح مایه نمی گذارند.
پایان !
----------------------------
تصویر: به نظر من این سگ هنوز با خودش روراست نیست!
* آدم "عوضی" می تواند زن باشد، یا مرد !
زندگي سخت تر از اون چيزيه كه فكرشو ميكردم .مخصوصن توي اين مملكت .باور كن دوس ندارم قاطي اين زندگي لعنتي بشم و اينكه بخوام ازدواج كنم و سختي هام شايد آره بيشتر بشه و در بهترين حالت بازم به دوران خوش الان نميرسم .انگار ما يه روزي يه جايي دچار گناهاني شديم كه خدا براي تنبيه ما رو به اين قاره و اين كشور و بين اين آدما فرستاده !
به جرات قسم ميخورم كه 95 درصد مردايي كه ميشناسم و متاهلن به زناشون خيانت ميكنن !
هر مرد متاهلي كه تا به امروز ديدم و فرصت اينو داشتم كه به هر علتي ( خصوصن كاري ) كمي بهش نزديك بشم(من اهل مخ زدن و دلبري نيستم )بهم پيشنهاد دوستي داده !و خوشبختانه هيچوقت وسوسه نشدم و هميشه به خاطر يه زن ديگه حاضرنشدم چنين غلطي بكنم.
با تحلیلت کاملا موافقم ..همینه که گفتی باید زندگی رو روی فونداسیونها درست ومحکم بنا کرد
شاید هم از این که اون عینک به چشمش زده شده، چندان راضی نیست! کسی چه میدونه؟!
خیلی خوب تحلیل کردی روزنامه جون.آدمها راحت طلبندو در نهایت اینه که خیانت میکنند تا بتونن تحمل کنن.ایکاش اینطوری نبود...
از شماچه پنهان این پست را پرینت گرفتم تا به یک ... نشان دهم(... اینجا مونث است ).قصد بی احترامی نیست. قصد اثبات خریت اواست.
من هم همیشه همین را می گویم با توضیحی متفاوت و آن اینکه زنها 100 درصد عاشق می شوند اما مردها نهایت عشقشان 50 درصدی است.یعنی وقتی رضا به من بگوید عاشقتم یعنی نصف قلبش مال من است! که آن 50 درصد باقی مانده خیلی چیزها را شامل می شود...خیانت...کار...تفریح... حالا پناه بر خدا...
bita jan....man e sargardan o dast be geriban che darm ke begam
مثل قسمت 1 و 2 عالی بود
«بیولوژی متفاوت زنانه و مردانه داشته باشد. آدمیزاد - زن یا مرد - اصولا در همه زمینه ها تنوع طلب اس...» شاید فقط در مورد ایران صدق کنه تو کانادا که اصلا اینطور نیست حتی بر عکس است
--------------------------------
مرسی دوستم .
عزیز,
بسیار لذت بردم از اپیزود پایانی و انسجام این سه بخش و نتیجه گیری نهایی.
خیلی درست گفتی.جامعه مان به "دروغ" معتاد شده است .
========================================================
(راستی ! نامگذاری "سفید برفی" ات هم شاهکار بود ! یادش به خیر,ازاولین تلفات این موج طاعون وار...)
--------------------------------------------
مرسی همکلاسی
بدجوری ریشه دوونده ... خدا رحمت کنه سفید برفی خودمون رو.
bita joonam kollllllllllllllllllllii gashtam ta dobare weblogeto peida kardam! koja bood?!!! ;)
متاسفانه اينجا طلاق يعني نابودي ... در صورتي كه مي تونه فرصتي دوباره باشه با استفاده از تجربه بيشتر ... و نمي پذيرن كه طلاق آخر دنيا نيست و مي ذارن خيلي راحت روحشون زنگ بزنه .
------------------------------------------------------
می شه یه دستی در جمله ات ببرم ؟
"متاسفانه اینجا """فکر می کنند"""" طلاق یعنی نابودی"
خیلی ها با همون تجربه بیشتر، رابطه بهتری ایجاد می کنند؛ خیلی ها هم بدتر گند می زنن به همه چیز!
واقعا دستت درد نکنه. اینجا هیچ چیز درست نیست. نگاهی به قانون که می اندازی حالت بد می شود از این همه بی قانونی.
آدم عوضیت مرد باشد یا زن؟ شوخی کردی اینجایش را! اینجا مادر بچه را میزاید بعد همه چیز همان بچه قانونا! مال پدرش هست حتی جانش.
دو سوال
اگه یه مادر بچش رو به نا به هر دلیلی بکشه قانون چی کارش می کنه؟
حالا اگه یه پدر این کارو بکنه با اون چی کار می کنن؟
یه مرد راحت می ره با هر زنی که خواست هر کاری میکنه و حتی اگه زنش بفهمه هم مشکلی نیست و عملا کسی جوابگو نیست اما زن اگه همین کارو بکنه سنگسار میشه تا جایی که من می دونم. یه سوال کوچولوی دیگه چرا؟
یه مرد قبل از ازدواج می تونه 10000000000 بار س.ک.س داشته باشه و کسی نمی فهمه اما یه دختر نه! چون لو می ره آخه آقای شوهر می تونه زن نگرقتشو ببره دکتر تا مطمئن بشه جنسی که داره میخره دست اوله!
حالــــــــــــــــــــــا به قول خود مردا یه مـــــــــــــــــــرد می خوام که جواب همه ی اینا رو بده.
کسی نبود؟!
------------------------------------------
آره ، قانون ناعادلانه است، در تمام این زمینه ها که اسم بردی نقص و ایرادات اساسی وجود داره که همه می دونیم و نیاز به مردی نیست که بیاد جواب بده ! اما آیا ناعادلانه بودن قانون دلیل می شه آدم ها به هم خیانت کنند ؟ ،
راحت طلب بودن رو خوب اومدي. من هيچ وقت بهانه ي بچه و آبرو و عرف و ... اين جور حرف ها رو قبول نمي كنم. اين آدمها اغلب مي ترسن! و مي خوان ضعف خودشون رو گردن مسائل ديگه بندازن.
اين موضوع در مورد آقايون هم صدق ميكنه! اصلا مهم نيست جامعه ي ذكور تنوع طلب هستن ، شكر خدا مي تونن هم زمان چندين بانو رو ساپورت كنن و ... اما مردي كه جرات نداره اين توانايي هاش رو آشكارا بكار بگيره حق استفاده از اون رو نداره و اگر يواشكي اين كار و بكنه اونم يه آدم ضعيف و ترسوه!
هفده سالم كه بود خيلي مسائل اخلاقي برام دغدغه شده بود. مخصوصا كه توي يك خانواده ي مذهبي بزرگ شده بودم.
زياد خوندم ،بحث كردم ،تجربه كردم و نتيجه اي كه بهش رسيدم و پنج ساله بهش پايبندم اين بود كه : كاري رو بكن كه جرات بيانش رو در هر جمعي داشته باشي و اگر جراتش رو نداري انجامش نده! مي خواد بهترين كار باشه يا بدترين.
------------------------------------------
واقعا جان کلام همینه :
كاري رو بكن كه جرات بيانش رو در هر جمعي داشته باشي
مرسی !
كامنت من كو ؟! :(
-----------------
همین جا!
آدم بودن ربطی به بیولوژی متفاوت زن و مرد نداره.
---------------------------
اگه از آدم بودن، منظور انسان بودنه ، نه ربطی نداره. من هم برای همین گفتم "عوضی" در این ماجرا می تونه هم زن باشه، هم مرد! اما روابط زن و مرد تا حد زیادی به جنسیت ربط داره که متاثر از بیولوژیه.
نه. مسلما نه. چیزی به اسم وجدان هسنوز هم تو وجودم پیدا می شه. خیانت خیانته. وقتی با یکی هستی باید یا باهاش باشی یا نباشی. هیچ حد وسطی هم نداره. خیانت جز نفرت انگیز ترین چیزهاست. وقتی متعهد می شی به هر چیزی باید تا آخر پاش وایس. حالا تو زندگیه زناشویی این آخر یا مرگه یا طلاق رسمی.اما من چیز دیگه ای گفتم.من نمیگم چون مردا راحتتر خیانت میکنن زناهم باید همین کارو بکنن. کم نیستن زنایی که به هر دلیلی به شوهرش خیانت می کنن. عمل هر دو طرف اشتباهه. من دارم می گم خداییش تو این مملکت ما فکر می کنی تعداد زنایی که به خاطر همین قانون مزخرف کشورمون که نمی دونم چند قرن پیش نوشته شده و یا کدوم ابلهی اینا رو نوشته هر روز دارن زجر میکشن چند میلیون نفر باشه؟ آیا اگه همه ی این زن ها ترس از حرف این و اون و وضیت اقتصادی و چی و چی و چی و نداشتن بازهم به زندگی نکبت بارشون ادامه می دادن؟ حالا در نظر بگیر زن جوونی رو که از قضای روزگار بچه هم نداره تا بخواد به پای اون بسوزه که اینم یکی از بدبختی های اساسی تقریبا همه ی زنای ایرانه؛ بخواد از شوهرش جدا بشه مجبوره چی کار کنه؟ جواب واضحه. این برگرده خونه ی پدرش تا بازم یه مرد مواضبش باشه. یعنی ما زنا لیاقت نداریم خودمون واسه خودمون زندگی کنیم؟ همیشه باید سایه ی یه مردا بالا سرمون باشه؟ آخه چرا؟
حالا فکر کن اون زن جوونی که از شوهرش جدا شده نخواد برگرده خونه ی پدرش و بخواد خودش تنها و مستقل زندگی کنه چی می شه؟ جز اینه که از جامعه طرد بشه و همه نظر بد بهش پیدا کنن؟ حالا تازه اگه این زنه اصلا شوهرش بمیره و بخواد دوباره ازدواج کنه چون طفلک مثلا 25 سال بیشتر نباشه فکر می کنی خواستگاراش اغلب کیا باشن؟ مردای متاهل، پیرمرد های هوس باز و در بهترین وضعیت مردای نسبتا جوونی که یک یا چند تا بچه دارن. اما آقایون میان سال بچه دار و یا مسن مایه دار میتونن دوشیزه 18 ساله اختیار کنن بلکم هم کوچیکتر و اصولا ایرادی نداره که نه؟!!!! مرده دیگه به سن که نیست هنوز مثل پسر 20 سالست و از تب و تاب نیفتاده طفلک.
من واقعا نمیدونم ما زنا چرا ساکت نشستیم و خودمون، تاکید می کنم خودمون، اجازه می دین مردا هر بلایی که دلشون می خواد سرمون بیارن و ازمون سواری بکشن.
پی نوشت: اول، از همه ی خانم های محترم عذر می خوام که این همه بدوبیراه گفتم بهشون. منظورم اکثریت خانم هاست نه اون اقلیت محترم. خودمم هم که زنم.
دوم: از همه آقایون خیلی اقلیت! هم که این طور برخورد نمیکنن معذرت می خوام.
یه سوال هم دارم از آقایون ایرانیه مقیم ایران
فرض کنید رفتید خواستگاری و دختر مورد نظر از سر راستگویی همون اول بهتون می گه قبلا یا کس یا کسایی رابطه ی جنسی ( می تونه س.ک.س باشه یا بوسه یا حتی دست دادن از روی هوس) داشته. چند نفرتون پا پس نمی کشید؟ خداییش چند نفرتون یه همچین تجربه ای رو قبل از ازدواج نداشتین؟
عزیزان رو به وجدانشون میسپارم. خودتون می دونید و خدای خودتون.
از روزنامهی عزیزم هم معذرت می خوام که برای گفتن این حرفا از وبلاگش سواستفاده کردم!آخه اینجا به نظرم پر بازدیدتر از وبلاگ خودمه و خوب یه کوچولو هم جاش بود دیگه،نه؟
-------------------------------
گفتم که ... کسی در مورد قوانین ناکارآمد و ظالمانه تردید نداره پادما جان. مساله نوشته های سه گانه من هم قانون نبود - گرچه اول اول بهش اشاره کردم - مساله به قول ن.گ موج طاعون وار خیانته که داره همه گیر می شه. نه فقط در خانواده هایی که از ناکارآمدی قانون رنج می کشن ... در کل اجتماع. ما یک همکلاسی قدیمی مون را در همین موج از دست دادیم . خودکشی کرد. روحش اون همه دروغ رو تاب نیاورد .
خواهش می کنم، وبلاگ خودتونه . حتما جاش بود.
اما من يك چيز ديگر را هم ميخواهم اضافه كنم، يعني يك سوال ازت بپرسم: اگر يك زني با مردي ازدواج كند (به هر شيوه اي) و آن مرد، مرد زندگي نباشد و ...(به قول تو عوضي باشد) بعد خواست جدا بشود ولي مرد بچه ها را بهش نميدهد و زن ميداند كه اگر جدا بشود بچه ها زير دست باباهه و خانواده پدري شايد حتي نتوانند ديپلم هم بگيرند و مثلا دخترهاش 15 ساله نشده ممكنه شوهر كنند يا پسراش معتاد بشوند و ... به نظر تو آن زن كه مي ماند و زندگي ميكند زن احمق و بي عرضه و نا تواني هست؟ و وقتي نشسته و ساخته و سوخته و ... اما بچه هاش الان هر كدوم زندگي خوب و عالي اي دارند به نظرت اون زن احمق است؟ خوب چي كار كند كه بچه هاش رو بهش نميدادند؟
من خودم اين مثال را در يكي از خانواده هاي آشناهامون ديدم.
فقط ميخواهم بگم لزوما هر كسي كه ميماند و ميسوزه و ميسازه به خاطر بچه ها، واقعا هميشه احمق و نفهم و تنبل و بي عرضه نيست.گاهي به خاطر اون بچه ها مجبور است كه تحمل كند.
من قبول دارم كه زنها خودشون بايد زندگي اشون رو بسازند و ... اما تو نميتواني از زني كه در فرهنگي تربيت شده كه بهش آموزش داده اند كه بايد حتما سرپرستش يك مرد باشد و ... وقتي ازدواج ميكند و حالا به مشكل برميخورد و بچه هم دارد يك شبه بخواهي كه ماهيگيري ياد بگيرد و بتواند مشكلاتش رو يك تنه حل كنه و ...وقتي فرهنگ رفتاري ما درست بشه يعني آدمي را تربيت كنيم كه بتواند در چنين شرايطي رفتار درست داشته باشه اونوقت ميتوانيم انتظار داشته باشيم كه آن زن منطقي و درست برخورد كند و ...وقتي چنين آدمي وجود ندارد تو نميتواني حالا در مرحله اي كه از زندگي شكست خورده و كلي با مشكل روبرو شده، ازش بخواهي كه يك شبه هم ماهيگيري ياد بگيرد و زندگي ساز بشه و ...البته ميدانم اين در مورد بيشتر زن هاي نسلي هست كه الان دهه 50 زندگي را ميگذارند. اما از دخترهايي هم كه تربيت يافته زنهاي اين چنيني هستند نبايد توقع داشته باشي كه خيلي منطقي تر برخورد كنند، حتي اگر بفهمند و بخواهند منطقي برخورد كنند هزينه هايي كه در ازاش پرداخت ميكنند خيلي سنگين تر خواهد بود. من هميشه عقيده دارم آدم ها در هر شرايطي عاقلانه رفتار ميكنند (البته خوب مثال نقض زياد هست) بنابراين آن كسي كه سوختن و ساختن را انتخاب ميكند لزوما به اين معني نيست كه تنبل و ناتوان و بي هوش و كم خرد است. گاهي خيلي زيركانه منافع و هزينه ها را مقايسه ميكند و وقتي ميبينه منافع حتي يك اپسيلون هم بيشتر هستند ديگه ترجيح ميدهد سمت منافع را انتخاب كند. ساختار شكني و سنت كشني و ياغي گري هميشه هم به نفع فرد ممكن است تموم نشه گاهي حتي ضربه زننده و كشنده باشه و اصلا فرد نابود بشود. تازه گاهي افراد ديگر را هم بايد در اين هزينه و منفعت ها در نظر بگيري كه متاسفانه در ايران اين افراد بچه ها هستند.
من زنهايي رو ديدم كه طلاق گرفتند و گذاشتند و رفتند و سعي كردند به زندگي خودشون برسند و ...اما مثلا يا جنازه خودكشي بچه اشون و يا جسد متحرك معتاد بچه اشون را روي دست اشون گذاشتند. راستش به نظر من مرد ايراني براي تربيت بچه اصلا آدم قابل اعتمادي نيست. بهترينشون اين روزها سعي ميكنند كه مثلا پوشك بچه عوض كنند يا در دستشويي بچه را بشورند و ... كه مثلا اعلام كنند كه ما خيلي الان كمك حال زنمان هستيم و اينا.
حرفت وقتي پاي بچه در ميون نيست درست است. من قبولش دارم. چون يك موضوع دو طرفه است كه دو نفر آدم درگيرش هستند اما وقتي پاي بچه هست، آدم ديگري به ماجرا وارد شده است كه تو مسئول ورودش به اين دنيا هستي و قرار نيست تو هر كاري كه "فقط" به نفع خودت هست را انجام بدهي، نبايد "منافع تو" باعث "ضرر رساندن به ديگري" بشود و ... خب در ايران به خاطر قوانين و مسايل موجود زنها ترجيح ميدهند بنشينند و بسوزند و بسازند تا بچه هاشون كمتر ضرر كنند. راه حل بهتر وقتي جلوي پاشون هست كه قانون و جامعه و ... هم تا حدي لااقل باهاشون همراهي كند. ما كه نميتوانيم از كسي توقع داشته باشيم خودش و بچه اش را فدا كنه تا جامعه ما درست بشه كه.
ببخشيد خيلي زياد كه طولاني شد. معذرت ميخواهم.
------------------------------
قسمت اول نوشته منو خوندی ؟ مگه ممکنه کسی قبول نداشته باشه قوانین ظالمانه و ناکارآمده؟ در ماتریس تصمیم گیری من، جایی در تقبیح فداکاری ها گفته نشده و کسی احمق فرض نشده. حرف من اینه که
بابا جان هرچقدر که در زندگی زناشویی بدبختی، هرچقدر محرومی، هرچقدر حسرت به دلی، اگه به هر دلیل "مجبوری" بمونی، بمون، اما خیانت نکن. چون خیانت دودش اول و آخر توی چشم خودت می ره ...
متوجه موج وحشتناک خزیدن دروغ زیر لایه زندگی خانوادگی باش دوست من . من در مورد این حرف می زنم، نه قوانین تبعیض آمیز !
خیلی صحبت های جالب اصلی و حاشیه ای مطرح شده و چیزی که حقیقتا به دل من نشسته اینه که خیلی از شما خانم های محترم به این مهم اعتقاد دارید که مسئله خیانت زن و مرد نداره! و این خیلی نکته ی مهمی است.
درباره ی اینکه اگر زنی به خاطر فرزند یا فرزندانش می سوزه و می سازه شایان ارزش است باید بگم که نخیر! زنی که فرزندانی از مردی ناشایست بدنیا می آورد خود بزرگترین ناشایست ها را انجام داده و چرا از این زاویه به آن زن نگاه نمی کنید؟ او در آتشی خود پرداخته می سوزد. همچنین مردی که با زنی ناشایست به تولید مثل پرداخته.
بازهم در مشکلاتی که قوانین و عرف و احساسات جنسی بیمار جامعه ایران مبتلا به است با شما هم عقیده ام. منتهی معتقدم اگر قوانین و عرف مامشکل دارند ناشی از همان احساسات جنسی بیمار ماست و ربطی به آمریکای جهانخوار ندارد!
وقتی در جاهایی از همین کره خاکی انسان هایی یافت می شوند که زن و مرد سالمی با هم همخانه یا هم اتاق می شوند و شب ها و روزها با هم تک و تنها زیر یک سقف زندگی می کنند بی آنکه حتی برای لحظه ای به جنسیت هم فکر کنند، احساسات سالم آنها رخ می نمایاند.
با این همه در همین ایران ما هم کم نیستند پسران و دختران سالمی که با بهره گیری از خانواده هایی سالم (چه مذهبی و چه غیر مذهبی) ، دارای احساسات جنسی سالمی هستند و خود خانواده هایی سالم و گرم و عاشق را بنا می کنند.
در پایان تنها به ذکر این منظر اکتفا می کنم که بسیاری از ناهنجاری های موجود ریشه در تاریخچه اقتصادی این سرزمین دارد. متاسفانه مستقیما رکود اقتصادی و فقر ، رکود فرهنگ را تنگ در آغوش می کشند.
از روزنامه دیواری هم سپاسگزارم که اینچنین ذهن های بیمار و سالم ما را به خانه تکانی وا میدارد!
---------------------------------
رفیق حرف های بودار نزن ... کلامون می ره تو هم !
سلام
من سه پست اخير شما رو با كامنت هاش خوندم، خيلي جالب و در عين حال عبرت آموز بود. شما و برخي از دوستاتون تحليل درستي از موضوع خيانت داشتيد، بنظرم اين وضع در جامعه ما كه به اصطلاح اسلامي هست، خيلي خيلي بيشتر از ساير جوامع باشه بخصوص بعد از انقلاب، بدليل عوامل متعدد از جمله اتخاذ سياست هاي اشتباه و رفتار نادرست حاكمان، وضع جامعه ما اينگونه شده كه تقريبن در تمامي زمينه ها شاخ