- شماره 34، مهر 1387 -
در این گوشه ای از دنیا ، برای بیشترمان بچگی تنها زمانی است که یک چهره داریم؛ چهره ای که پدر و مادرمان و همه دیگران می بینند و می شناسند و بر اساس آن ما را ارزیابی می کنند. رنگ به رنگ شدن این چهره در طول زمان، بسته به میزان فشاری است که احساس می کنیم؛ وقتی برای رهایی از تنبیه مجبور می شویم همرنگ جماعت شویم ، دروغ بگوییم ، فیلم بازی کنیم و هرچه هنرپیشه بهتری باشم، چهره های بیشتری پیدا می کنیم و بیشتر از سرزنش می رهیم!
وقتی بزرگ می شویم و بدون گرفتن دست والدین پا به اجتماع می گذاریم، غیر از فشارها ،نقش های اجتماعیمان عامل تعیین کننده نقاب می شود. نمی توانیم در محل کار همانطور باشیم که در خانه هستیم ، با همسر همکارمان همانگونه بخندیم که با فامیل مان ، با مادرمان همانگونه راحت که با خاله شوهرمان. بچه مان نباید ناآرامی مان را ببیند و نباید کاری کنیم پدرمان نگران چیزی شود.
وقتی زن باشیم کار سخت تر است: نباید موقع حرف زدن به چشم مخاطب مرد نگاه نکنیم مبادا آن آقا فکر کند نظری به او داریم یا جوری نخندیم که آقایان صدای خنده مان را بشنوند فکر کنند ما خدای نکرده چه جور هستیم و دائم حواسمان به لبه پایین پاچه شلوار و دامن مانتویمان باشد و تند و تند صافش کنیم که یعنی چه ؟ ما نجیبیم!
در این گوشه از دنیا که ما زندگی می کنیم، از کودکی آموزش می بینیم نظر دیگران برای مان خیلی مهم باشد، در معماری سنتی مان همیشه در کوچکترین خانه ها هم مهمانخانه داریم؛ بهترین جای هرخانه مال مهمان است، بهترین ظروف، بهترین رختخواب ها ، بهترین همه چیز در نمایش چشم عموم تا بگویند به به این ها چه خوبند، پولدارند، آنچنانیاند!
برای همین است که هنوز با وجود موج جدید مجری هایی متفاوت، یک آدم راحت جلوی دوربین تلویزیون نمی بینیم . برای همین است که موقع سخنرانی، موقع مصاحبه، حتی پشت تلفن هول می شویم.برای همین است که همیشه و همه جا معذبیم، دور خانه هایمان شش لا دیوار و حصار می کشیم مبادا دیگران درونمان را ببینند.
در فرهنگ ما، رک بودن معادل بی ادبی است و تعارفی نبودن معنای بی ملاحظگی می دهد. دوست دارند دوستی ات و دشمنی ات همه درون صندوقچه دلت باشد . لغاتی مثل " فدات شم" ، " قربونت برم "، " چاکرتم" ، " نوکرتم" را مثل دهان شویه قرقره می کنیم و بین دوستی و دشمنی مان تفاوت معنی داری وجود ندارد!
هیچکس یادمان نمی دهد که چگونه احساساتمان را - شاد یا غمگین - بیرون بریزیم و چگونه به کسی که دوستش داریم نشان بدهیم عاشقاش هستیم. صورت هایمان به مرور تبدیل می شود به سطحی صاف که در آن چیزی دیده نمی شود .
اما در همین فرهنگ، در همین سرزمین، آدم هایی هم هستند که قضاوت دیگران برایشان مهم نباشد، با خودشان و اطرافیانشان رو راست باشند و حاضر باشند بهای گزاف صداقت را با جان و دل بپردازند . آدم هایی که خجالتی نیستند و تظاهر به چیزی نمی کنند . با این وجود گاه به نظر می رسد در بین اینها هم،آدم های "غلط انداز" وجود داشته باشد که این دیگر ربطی به معذب بودن و دروغ گفتن و این ها ندارد، برمی گردد به لایه های ذهن آدمی ... طبیعت هم، با تمام صداقت و ناب بودنش، هزاران چهره دارد و تنها کسانی را به حریماش راه می دهد که گوششان جای پیغام سروش باشد!
بگذریم ... هنوز هم دوست دارم خودم را در آیینه چشم دیگران ببینم ! حتی این تست شخصیت شناسی اینترنتی به معرفی آقای درک نشده !
عارف
(تاثیر پذیر، برون گرا، آرمان گرا، احساسی)
|
تو یک تیپ "عارف" هستی، مهربان، خردمند و بخشنده. مثل بودای فرزانه، تو می توانی سخنران تاثیر گذاری باشی و می توانی استعدادهای خلاقانه ات را در راه پیشبرد اهدافی که قلبت برایت تعیین کرده است - و نه عقلت - بکار ببری. ولی مراقب باش که دوستانت از این طبیعت آرام تو سوء استفاده نکنند. که این درست همان بلایی بود که بر سر مسیح آمد! پیش از هرچیز دیگری، تو دوست داری که هماهنگ با جریان زندگی پیش بروی. ضمناً احتمالاً چیز دود کردنیی در این دنیا نمونده که تو دود نکرده باشی!! خیلی باحاله!! آهان! راستی پرحرفی رو هم خیلی دوست داری!! این هم باحاله!
چه عرض کنم ! لااقل مطمئنم دودی نیستم؛ اون هم هر دودی ! |
--------------------------
تصویر: زمانی که فکر می کردم آیا باید با دل خونین لب خندان آورد همچو جام یا مراقب باشیم دلمان از اساس خونی نشود!
:\
دنیای غریب و عجیب و .....داریم خداییش! :دی
سیاستمدار
(تاثیر گذار، برون گرا، آرمان گرا، متفکّر)
تو یک تیپ "سیاستمدار" هستی. قوی معاشرتی و آینده نگر. تو اراده قوی و شخصیتی برونگرا داری؛ و به همین دلیل از معاشرت با دیگران لذت می بری. همچنین تو با پشتکار زیادی که داری، همیشه به دنبال اهدافت می روی.
طرز فکر خلاقت به تو این اجازه را می دهد که با کمک استدلالهای غیر معمول و ایده های جدیدت که برای دیگران جذاب است، در بحثها و مذاکره ها برنده شوی، اما در پشت ظاهر این استدلالها و ایده های جدید ، ذهنتحلیلگری داری که هیچ وقت نتیجه نهایی را فراموش نمی کند. در حالی که بعضی ها ممکن است تو را آدم دغلی به حساب بیاورند، دوستان نزدیکت می دانند که تو شخص با استعدادی هستی که سزاوار بهترینها در زندگی است.
به هر حال، تو قطعاً دغلکار هستی!!! و این دقیقاً به خودت مربوط است که از قدرتت برای کارهای خوب استفاده می کنی و یا برای کارهای بد! اگر گیج شدی که اصلاً معنی "خوب" و "بد" چیه، میتوانی از یک "پرستار" بپرسی. ضمنا مثل "تجربه گر" تو هم تمایل طبیعی به فریب و خیانت داری.
این موضوعی رو که بهش پرداختی یکی از دغدغه های اساسی ذهن و زندگی منه...همیشه خواستم خودم باشم ،نقاب نزنم، سالهاست که دیگه برام مهم نیست که مردم چی میگن...من یه کله خری شدم که لنگه نداره...یک بار به این دنیا میاییم ،همین یک بار هم باید واسه دیگرون خرابش کنیم؟ امسال که رفتم هند و در مدیتیشن های مرکز اوشو شرکت میکردم یکی از همین مراقبه ها راجع به ماسک زدن ما آدمها بود و تلاشش بر این بود که ما رو با خودمون روبه رو کنه...اینقدر تجربه جالبی بود که میخوام بهت پیشنهاد کنم که تو که اینقدر اهل سفری، هند و شهر پونا و پناهگاه اوشو رو از دست ندی...اونجا یه دنیایی دیگریست .انرژی عجیبی داره و مطمئنم که دست خالی بر نمیگردی.شاید اینجوری حد اقل آدم بتونه حسابش رو با خودش تسویه کنه.
متشکر از اینکه آمدی پیشم. سلام. حرف از شرمساری زده بودم؟! یادم نمی آید. چرا فکر میکنی شرمسار باشم؟ از چی؟ کجا؟ ها؟ ...
درود بر تو
راستی فراموش شد که بگویم به رسم آشنایی و آغاز رفاقت لینکت کردم. اینکه منحصر بفرد می نویسی و سرای یکتایی داری مرا مفتخر می کند به دوستی با شما.
بدرود
آها! چی بگم؟ مفهومش در خودش هست عزیز. شاید از آدمیزاد گله داشته باشم. تصور می کنم این باشه. شاید هم ... نمی دونم حقیقتاً اما گمانم بر فرض اول استوار است.
واسه من هم همین د راومد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!