دوستان به جای ما

| | Comments (19)

masjed.jpg- شماره 25 ، شهریور 1387 -

خـــیلی دلم می خواست ایمانی چنان قوی به موجودی چنان قوی داشتم که برای رضای او روزه بگیرم . خیلی دلم می خواست به خاطر او سحر از خواب نازنین بیدار شوم و با ذوق غذا بخورم و تا غروب تشنه و گرسنه باقی بمانم.

خیلی دلم می خواست به نماز خواندن باور داشتم و آن را وظیفه خود می دانستم؛ آن چنان که وقتی صدای اذان را بشنوم از خود بی خود شوم و هرکاری دستم هست زمین گذاشته به سوی سجاده ام بدوم؛ سرم را به مهر بسایم و آرامش پیدا کنم.

خیلی دوست داشتم باور کنم می توان به آنها - ائمه - متوسل شد ، می توان از آنها چیزی خواست، می توان دخیل بست، به ضریح آویزان شد ، در حرم شان دست به سینه عقب عقب راه رفت.

خیلی دوست داشتم باور کنم "او"یی هست که می توان مسئولیت همه چیز را به گردنش آویخت و بی دغدغه نشست. می توان دو قطره اشک ریخت و از همه گناهان پاک و منزه شد.

امروز از بچه های دفتر می پرسیدم کدام های شان روزه می گیرند. آن دوتا، خانم طلا و خانم کوچولو، گفتند نه، یکی با قیافه خونسرد و آن یکی با لبخند شیطنت. اما "خانم قد بلند" گفت روزه می گیرد و من دلم ریخت...

مثل همان روزی دلم ریخت که به "درخت" زنگ زده بودم، برنداشته بود. وقتی خودش تماس گرفت گفت سر نماز بوده است.

مثل همان شبی دلم ریخت که در مسجد شاه اصفهان بودیم، اذان شده بود و جماعتی کنار حوض بزرگ مسجد به نماز ایستاده بودند...

 

 

اگر برای روزه گرفت ایمان دارید، اگر از گرسنگی و تشنگی آن مست می شوید، اگر سحر که بیدار می شوید پر از شوقید و موقع افطار سرمست ایمان ، خوش به حال تان ... عبادت های تان قبول حقی که باورش پر از انرژی تان می کند.

 

-------------------------

تصویر: مسجد جامع اصفهان

 

19 Comments

بلی ...
دست روی نقطه ا ی گذاشتید که همیشه ازبیانش ابا داشتم ...!
یعنی اون ایمانی که بتونم باهاش با خیلی چیزها کنار بیام .
بعضی وقتها با خودم فکر می کنم خوش به حال اونا که تکلیفشون رو با خودشون مشخص کردند . منی که هنوز در شکاکیت غوطه ورم . هنوز که هنوزه همه چیزرو نسبی می بینم و هیچ چیز رو نمی تونم به جز وجود خداوند مطلق بدونم .
راست می گید اون ایمان قلبی مهمه .

من همیشه ترجیح دادم باورهای معنویم رو گوشه ی لپم نگه دارم! آخه معمولا پیامد داره، حالا کار به بد و خوبش ندارم! ؛)

من عاشق صداي پچ پچ دعاي سحر و قاشق چايخوري توي استكان چايي شيرين هستم... همين بهانه روزه هايم هستند...وسواس بوي دهان هم دارم... روي 45 بار مسواك مي زنم !

سلام
من اومدم. هم شاه گربه رو خوندم و هم این نوشته ی زیبات رو. هر دو تاشون خیلی قشنگ و نازن.راستی اگه این نوشته "دوستان به جای ما" رو از ته قلبت نوشتی و خود خودتی، باید بگم خیلی شبیه همیم.منم خیلی دلم می خواد به کسی ایمان داشته باشم اما نــــــــــــــمیــــــــــــــــشــــــــــــــــــــــــــــــــه.

از زبان ما گفتی روزنامه جان ... منم دوست داشتم این حال و هوا رو داشتم و از ته دل این مراسم و آیینها رو به جا میاوردم ...

ممنون بابت اون لقب هم ... فقط شما نگفته بودید ... دیییییییی ...

روزنامه جون نمی دونم این چه بلایی است که بر سرمون نازل شده. اینکه هر روز بیشتر از روز قبل باید باور کنیم همه ی مسئولیت ها گردن خودمون بوده و هست که اختیار تام داشتیم و داریم و ...

اما با تمام اینها من روزه گرفتن رو دوست داشتم و دارم ، هرچند دو سال هست که ریپ می زنم و تفریبا روزه نمی گیرم.

راستی عنوان قشنگی برای مطلبتون انتخاب کردید .

بله ، هر کس به کسی نازد...
ما هم به ... نازیم!

زیاد فرق ندارد... مهم گرفتن انرژی و جریان انرژی است!

چقدر شبیه هستیم

امزور تا حالا بیشصد بار اومدم کامنت بزارم یا برق رفته ئقیقه اخر یا چمی دونم خطا متا داده...بیخی....
راستش منم خیلی دلم می خواس همچین حسی رو می فهمیدم و درک می کردم...منم تو حرم امام رضا امسال بدجوری دلم ریخت آخه من انگاراونجا هیچ کاری نداشتم....من روزه می گیرم...آخه عشق روزه ام...نمی دونم این سختی رو دوس دارم....حس بهم می د9ه حس بعد از هر سختی آسانی است....
ولی فکرشو کن....به طرز بی حد و اندازه ای احساس می کنم بی دست و ÷ام وقتی آدمای مذدهبی رو می بینم و می مونم و .....بیخی...

والا نمی دونم ! من ایرانسل ندارم.
فقط می دونم توی این مملکت فحش هم مجانی نمی دن :)

من فکر میکنم ایمان به هر چیزی ارتباط با اونو پر از شوق وامید میکنه وشوری رو به زندگی میده....

تو به طرز عجیبی قشنگ می نویسی!

همین که دل تان در پی چنین اعتقادی ست، دور نیستید از اعتقاد. بارها حس کرده ام که جرز همین اعتقادات، آرامشی نیست.

dele man ham ba in neveshte rikht banoo

سلام با یک داستانک ده و نیم سطری آپم.
خوشبخت باشی و شاد.

منم روزه میگیرم .مواظب دلت باش نریزه !

ممنون
فكر مي كنم خيلي ها به خاطر حس و حال و خاطرات و نوستالژي اين روزها روزه مي گيرد

I just started to read your web log, and I read all of your writings. I am not a religious person I don't even believe in GOD, but I have never considered it as the way you explain it here. IT IS SO PERFECT!!

Leave a comment