زین شرح بی نهایت

| | Comments (12)

 

handi.jpg- شماره 17 ، مرداد 1387-

در ریاضیات می خواندیم: مثبت و منفی بی نهایت.

 

خیلی حرف است ... وقتی ابتدایی و انتهایی نیست ... همین برای پکاندن یک مغز مادیِ ندید بدیدِ زمینی کافی نیست ؟! مثبت بی نهایت ... منفی بی نهایت ... وه ! تصور چیزی که در تصور نگنجد ... !

 

در این چند روز به این فکر می کردم که نهایت بی خوابی چیست ، نهایت خستگی ...

 

از هشتِ صبحِ چهارشنبه گذشته تا نیمه شب دیشب، یک سره - با گردن خمیده ، خط کش و گونیا و نقاله به دست - روی نقشه آویزان بوده ام و در فرصت های بینابین هم به کامپیوتر زل زده ام. هر شب هم تا صبح کابوس خطوط "قائمه" ای را دیده ام که داشتند سر خود "حاده" می شدند و زبانم لال زبانم لال "منفرجه"!

 

خستگی من چنین روندی دارد ... معمولا :

 

روز اول از غروب به بعد کمر درد شروع می شود ، اشتهایم کامل کور می شود!

روز دوم احساس سرماخوردگی پیدا می کنم،  کمر درد به کوفتگی عمومی تبدیل می شود، دائم دلم ضعف می رود!

روز سوم بداخلاقی شروع می شود. غرغر بی امان و بی وقفه ! گیر دادن های چرت و ندامت آور ؛دردهای جسمانی به فراموشی سپرده می شود ، اشتهای غذا بلعیدن همچنان مافوق بشری است، حوصله شانه کردن موهایم را ندارم!

روز چهارم منگولی شروع می شود ! حرف های بی ربطی به دهانم می آید و ... تصاویر بی ربط تری می بینم ... الکی الکی ! اشتهایم کور و کورتر و بی حوصلگیم فزاینده می شود!

روز پنجم شنگولی جای منگولی را می گیرد !!!  توضیحش بماند !!!!

 

واقعا نمی دانم نهایت خستگی و بی خوابی چیست !

 

 

 

 

----------------------------------------------------------------------

پ.ن. 1 دلیل عصبانیت نوشته قبلی را بعدا می نویسم ، مفصل و با دلیل و مدرک .

پ.ن. 2 چه می دونم چی کار کنم کامنت دونی رو ... شرمنده ... یه کاریش می کنم بعدا .

 

تصویر : مونتاژ این گاوان و خر،  از خودمان است، جهت انبساط خاطر پسرکمان. اما پدر انگشتمان درآمد تا دور گاوان و خران را بریده و بهم چسبانیدیم !! بدینوسیله انزجار خود را از سازنده بی فکر که پرفراژ درست حسابی نگذاشته اعلام می داریم ... ایش ش ش ش ش شه !

 

 

12 Comments

D:

خسته نباشی خب!
در ضمن،
لگو بازی، برتر از گاو و خر بازی آمد پدید!

زمانی فکر می کردم می توان با برنامه ریزی کار کرد. مدت زیادی مطالعه و تمرین ، دستمایه ی آغاز دو سال تلاشم در معرفی سیستم ها و روش های نوین برنامه ریزی شد.
امروز می دانم در جایی که روی بدیهی ترین نیازها و ابزارهای کارت به هیچ وجه نمی توانی حسابی باز کنی، برنامه ریزی و با برنامه کار کردن بسیار دشوار است.
ضمن عرض خسته نباشید!
* سال موش جای خود دارد البته!

-------------------------------------
افراط و تفریطی بودن بنده هم همینطور البته !

حرفي است از هزاران،كاندر عبارت آمد...
آررره بي نهايت ها خيلي جالبن و وهم آلود ، انگاري بايد سوار بر سفينه فضايي شد و كشفشون كرد وبازهم بهشون نرسيد و در اصل كشف نكرد...
خب من دارم به يه چيزي تقسيم ميشم،اي وايي اون ميل داره بره بي نهايت،اي وايي من دارم به صفر ميرسم من نمي خوام صفر باشم!چشمك

خسته نباشي عزيزم،هر چند كه خسته بودن يعني اينكه آدم كار و مشغله ايي داره و اين يعني اينكه ادم زندگي ميكنه و الاف نيست و اين يعني اينكه آدم خوشبخته كه زندگي ميكنه و فقط زنده نيست و اين يعني اينكه ايول خسته نباشي دمت گرم خدا قوت!چشمك

خسته نباشی! (عاشق این جمله ام و خیلی بده که در انگلیسی معادل نداره!)
Energy Drink این جور وقتا به آدم خیلی انرزی می ده!

روزنامه دیواری جان سلام!
معذرت خواهی بلندبالای من رو بپذیر بخاطر این به قول خودت غیب شدن
جز گرفتاری و دلگیری های شخصی که سخت مشغولم کرده این روزها ، همونجور که خودت هم خوندی همچنان مشغول ترمیم دندونهام هستم و برای یکی از عصب کشی ها تقریبا" یک هفته ای دوران نقاهت داشتم و دردهایی کشیدم که هیچ وقت تجربه نکرده بودم
دلم می خواست اگر قرار دیداری صورت بگیره بتونم با رویی خندان و لبی پر از حرف و حدیث و خنده و اشتیاق حضور داشته باشم که هیچ کدوم از اینها توی این مدت برام مقدور نبود
عذرخواهی صمیمانه من رو بپذیر و امیدوارم از من دلگیر نباشی
---------------------------------
نه بابا ! دلگیر کدومه ؟ امیدوارم زودتر خوب شی دوستم ...

آخ گفتي منم گاهي اوقات فكر مي كنم شايد زن خانه دار بودن خيلي بهتره .خيلي وقتا از كم خوابي و خستگي به زمين و زمون فحش ميدم.

متعهد بودن اینها رو هم داره! برای خودت کار کردن هم :) ( کار اگه مال کس دیگه ای بود عمری به درجه ی منگولی و شنگولی می رسیدی! )
به هر حال این روز هم بگذرد اما افتخار این روز ها برات می مونه! روزهایی که انقدر مقاوم بودی که پنج روز بی خوابی رو تحمل کنی .

من رو از کادو می ترسونید؟!! من ترسی از غیر مجازی بودن شما ندارم عزیزم. مطمئنم شما هم کلی خستگیت در میره من رو ببینی :))

دیگه نمیشه این وضع رو تحمل کرد!
من کلی می نویسم و .........................

نهایت خستگی الان برای من مصداق داره.

بابا خیلی مقاومی من که روز دوم می رم تو کما...

Leave a comment

November 2008

Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30