خاله بازی

| | Comments (21)

 

cabinet.jpgشماره 13 - تیر 1387

 

بـرای انتخاب معاشرینم یک معیار بیشتر ندارم : کسانی که حالم را نگیرند !

 

آنان انواع و اقسام دارند. در حقیقت، با همه جور آدم رفت و آمد می کنم  . امروز در وقتی آشپزخانه ای، فهمیدم بیشتر معاشرینم تصادفاًدر گروه درآمدی "مایه دار" قرار می گیرند! چیزی که هرگز معیار انتخاب نبود و به آن فکر نشده بود! سپس دیدم این معاشرین مایه دار دو گروه اند:

 

1. شاغلانی که خودشان پول زیادی درمی آورند.

2. خانه دارانی که شوهران شان پول زیاد در می آورند .

 

گروه اول معمولا بچه ندارند، موهای شان کوتاه است، آرایش غلیظ نمی کنند ، وقت وراجی و خرید کردن ندارند و همیشه کیف دستی شان قد و قامت ساک مسافرت را دارد .

 

گروه دوم معمولا بچه دارند، موهای شان بلند و جینگیل وینگیل است، خیلی آرایش می کنند، اوقات فراوانی را به حرف زدن و خرید کردن می گذرانند و کیف هایی فسقلی دارند.

 

با گروه اول می شود ساعت ها راجع به همه چیز حرف زد، سیاست، اقتصاد، کار، پروژه، کارفرما، فیلم، مشروب، شوهر، بچه، خاطرات ، آشپزی، مرغ، گوشت، باقالی پاک شده، خیاط خوب، عروسی و بهسازی پیاده رو خیابان انقلاب  !

 

با گروه دوم می شود راجع به بچه ها حرف زد و رنگ مو ، برداشتن خالی از روی گونه، کفش جدیدی که به پا دارم، مانتوی جدیدی که به تن دارد ، مسافرت ، ویزای شینگن و ساعت کار موزه های لندن . دست آخر هم جای سوختگی روی مچ دستشان را که مثلا در اثر چسبیدن به فر موقع طبخ کیک تولد شوهرشان به وجود آمده نشان می دهند.

 

شوهر گروه اولی ها معمولا خوش قیافه اما لاغر، لقلقو و دارای شدیدترین میزان تحصیلات است و روز به روز بد لباس تر می شود. چیزی است در حد مبلمان منزل که باید باشد و ضروری است، اما رکن اول نیست. بچه نگاه می دارد، غذا می پزد، قربان صدقه می رود و لحظاتی رویایی می آفریند، اما پر از اشتباهاتی است که خوب ... قابل چشم پوشی است.

 

شوهر برای گروه دوم موجود باارزشی است که تخم طلا می گذارد . معمولا کچل ، درشت اندام ، بدریخت، خوش لباس ، دارای ساعت طلا و دیپلم متوسطه است! حرفش حکم کلام الهی را دارد، یک تنه تصمیم می گیرد اما در پختن تخم مرغ آب پز عاجز است و نمی داند فرق بچه با نارنگی چیست.

 

چند روز پیش یکی از گروه دومی ها عزا گرفته بود که نمی رسد دخترکش را به کلاس بیاورد، چون خودش کلاس دارد و غیره. گفتم خوب از پدرش بخواه این کار را انجام دهد . چشم هایش را ریز کرد و گفت " آخی ... اون طفلک که باید از صبح تا شب پول درآره ... " یا یکبار دیگر که بحث بر سر محل برگزاری تولد بچه ها بود ، یکی از آن ها به شوخی گفت " انقد خرج رو دست شوهراتون نذارید ... "

 

دو گروه معاشرین من گرچه خوشحالند( چون اصولا فقط با خوشحال ها معاشرت می کنم) اما در دو گروه کاملا متفاوتند . گروه اول را خانه ماندن دیوانه می کند، گروه دوم جایگاه خود را خانه می داند. نباید قضاوت کرد . با هر گروه که هستم، به رنگ همان گروه در می آیم و می مانم تا حوصله ام ناگهان سر می رود، آن گاه بی رنگ می شوم و ... می گریزم!

 

برای آقای عزیز تعریف می کردم: " بیچاره مارمالاد هلو ... ، برای آب خوردن هم زنگ می زنه به شوهرش اجازه می گیره ... این جوری : سلام بربری جان، عزیزم، خوبی ؟خسته نباشی... می گم معلم گوش ماهی (بچه شان) می خواد مرداد هم کلاس تشکیل بده، اسمشو بنویسم یا ننویسم. بربری یه جوابی می ده و مارمالاد هلو می گه چشم چشم چشم ... "

 آقای عزیز معتقد است این از زرنگی مارمالاد هلو است که مسئولیت همه چیز را به گردن شوهرش می اندازد!

 

یاد شنبلیله شاگرد اول مان افتادم که با فوق لیسانس، خانه داری و بچه داری می کند و رسما اعلام کرده  " کار کردن را دوست ندارد " . او برای این که حوصله اش سر نرود کلاس ورزش می رود و شوهری دارد سبیلو با قیافه خسته و مچاله که حتی روزهای جمعه هم سر کار می رود.

 

این هم از زرنگی شنبلیله است ... ؟

 

----------------------------------------

تصویر: کابینت آشپزخانه ای من که این تاملات روبروی آن شکل گرفت !

 

 

21 Comments

:/

البته دو گروه فوق موجودند ! ولی از زوایای دید دیگر ، بسیار گروه های دیگر هم موجودند و بلکه بیشتر !

-------------------------------------
کلا می گی ... یا ... دوستای منو می گی ؟ هان ؟

گروه سومي هم هست !؟ نيست!!؟ همان گروهي كه تو عضوش هستي.. . . آن گروه را توضيح نمي دهي؟

سلام خانم گل...ممنونم از محبتت كه لابلاي كلماتت رقصونديو چه خوش بر دلم نشست...ممنونم از محبتت اين مدت...

اوخ اوخ ...درآمد داشتن رو خيلي پايه ام...اما مايه دار نيستم، تصور اينكه متكي به يكي ديگه بودن يه جورايي سخته...
خب با هر دوتا گروه ميتوني بپري چون خودت متعادلي و از هر دو برخوردار هم خونه هم استقلال...به اين بايد گفت احسنت.
اسما رو خيلي خوب اومديا (چشمك)
خب منم يه اسم ميذارم چطوره؟مثلا ...مثلا...آها ...مثلا ...شاتوت!من شاتوت دوست دارما هم اينو هم اونو يعني تو رو!

در جواب کامنت شما
این تبلیغ نیست. این جدا مربوط به مبارزات زنان در ان زمان بوده. به تاریخ توجه بفرمایید!

بانو ......
اینجا که امکان خصوصی گذاشتن نیست!
من چه کنم؟

برای انتخاب معاشرینم ...
بغیر از آدمهایی که انقدر لطف دارن - بی ادبیش میشه کنه هستن - که هیچ جور نمی تونم از دستشون در برم با آدم هایی می پرم که خوشحالم کنن و دوست داشته باشم شادشون کنم :)
آفرین خانم گل. کابینت تمیزی داری ;)

داشتم فکر میکردم اگر خواستم گروه دوستانم را توضیح بدم چی باید بگم ... هشت ساله دیگه دوست جدید ندارم .. معاشر قابل توجهی نداشتم تا این اواخر ... معلم روانشناسی ام که بی نهایت ماه است .. از آن آدمهایی که چند سال یک بار ظهور می کنند و خالصترین دوستت می شوند .. باهاش آرامش دنیا را داری ... از نه گفتن بهش نمی ترسی ...

خلاصه داشتم می گفتم .. دوستان قدیمی من یا معاشرین من همه گزیده ای هستند .. من اهل دوره و اجتماع و مهمانی های دسته جمعی نیستم ... تازه به مایه رسیده ها را هم اصلا نمی تونم تحمل کنم .. اصالت داشته باشند حتی تو قرچک ورامین هم بزرگ شده باشند دوست خوبی برای من خواهند بود .. فقط عوض قرچک نگن ما تو تهران به دنیا اومدیم ... انگار تهران خیلی جای مهمیه ...

یکی نیست بگه تو انقدر حرف داری برو تو وبلاگ خودت بزن .. ببوس دردانه ات را

من از گروه اولم و خواهرم انگار از گروه دوم ... البته خواهرم از کلاص رقصش تو خونه ش به انذازه ی من تقریبا پول در میاره ... اما همینه که تو گفتی ... من موهام کوتاه ... تقریبا بی آرایش ... بد لباس ... کیفم اندازه ی ساک ... اون موهاش جینگیل وینگیل با آرایش غلیظ و خوش لباس و کیفهای سیندرلایی و پاشنه کفشهای خدا سانتی ... و البته برای هیچ کاری هم از شوهرش اجازه نمی گیره ... همینه که من بهش میگم پرنسس ... و یه چیز دیگه اینکه آشپزیش حرف نداره ... اصلا بذار یه پست ازش بنویسم ...

من فعلا فقط با گروه اولیها معاشرت دارم ...

گروه اولی ها هم خودشون چند دسته ان مثلا" این ویژگی هایی که گفتی رو دارن اما شوهراشون اینجوری که تو گقتی نیستن یا اینکه درآمد دارن اما مایه دار نیستن اما راجع به خیلی از ویژگی های ظاهری منو یاد خودم انداختی :)
از اسمهایی که میذاری خیلی خوشم میاد گوش ماهی :))

گروه اول معمولا خیلی موجب دلخوشی مردهاشون نیستن.....گروه دوم اما با پنبه سر شوهرشونو میبرن...

يه گروه ديگه هم هست كه گروه ماست . . . ماها وسطيم . . گير كرديم ! شايد هم مدلمون بلا تكليفه . . .شوهرانمون وسط يك مشت كتاب هر شب دفن مي شن و ترازوي پولشون با مدرك معتبرشون هماهنگي نداره . . .
ما زنهاشون هم بلا نكليفيم . . . نه زن خونه ايم و نه زن سالار. . . هم اجازه ميگيريم و هم سر خود . . . موهامون كوتاهه اما كفشامون گاهي جينگيلي هم از آب درمياد !!

با خواندن کامنت شما در توکای مقدس دایره افتخارتتان نزد من گنده تر شد !

----------------------------
کدوم قسمتش ؟ اونی که گفتم ازش خوشم نمی آد ؟ یا اونی که گفتم خیلی خوب می نویسه ؟

.... عزیز ، همیشهکه خوب می نویسید ، این بار هم همین طور !
منتهی در این مورد هیچ نظر خاصی ندارم ...!

ایده خوبیه آدم اطرافیانش رو به اسم میوه صدا کنه ...
شفتالو و آلبالو و...!!!

جالبه من با اينكه دوستاي زيادي ندارم ولي از اين دو گروه خوشم مياد و ترجيحشون ميدم .اغلب سعي ميكنم با آدما كنار بيام چيزي كه خيلي ها ميگن اشتباهه !

سلام ....
چقدر خوب که راجع به کامنتی که در بلاگ من گذاشتید می خواهید بنویسید .
حقیقتا مشتاقم .بیشتر به خاطر نوع نگاهتون ...
مرسی !

جداً ؟ بله همونجا هستم . اما شما از کجا متوجه شدید ؟!
در باره اون موضوع هم شما کامنتی گذاشته بودید پای یک پستی که من حذفش کردم و گفته بودید که این پست را نمی خوانید چون دعوای خیابانی را هم نمی ایستید ونگاه نمیکنید . خب مطلبی که برای گلزار نوشته بودم هم همانجا بود دیگه ! گفتم پس خوانده اید !

دوستهای من که یا مردهای خیلی پرکار هستن یا زنهای ماجراجو و منحصر به فرد که صد البته با هر دو گروه حال می کنم
لازم به ذکره که دسته کوچک سومی هم وجود داره که شامل زنها و مردهای متاهل میشه و وجودشون خالی از لطف نیست

Leave a comment